تبليغاتX
یه قلب بی ریا
 
 
   
 
 

 (( چگونه مي توانم فراموشت كنم؟ ))

 

چگونه فراموشت كنم؟

فكرم غم تو دارد

دلم شور تو دارد و

نگاهم تمناي تو

چگونه فراموشت كنم؟

وقتي كه هر ضربان قلبم ياد آور توست

وقتي كه ثانيه ها را به اميد تو ميشمارم

و وقتي كه هر لحظه ي سكوت سردم

آكنده از گرماي ياد توست

چگونه ميتوانم فراموشت كنم؟

من معناي عشق را با تو فهميدم

من دوست داشتن را از تو آموختم

من سادگي را از تو آموختم

اگر سكوت ميكنم دليل از بي حرفي من نيست

واژه ها در مقابل تو كوچك اند

و من در ميان نامردي اين واژه ها گرفتار شده ام ...

اگر دنيا را زيبا ميبينم

دليلش اين است كه دلم

جايي خيلي دور از من

در كنار قلب توست

 

31/5/84 ساعت : 00:55

 
 
 |    نوشته شده توسط عماد
 
 
   
 
 

 (( فصل كودكي ها ))

 

دليلم را نپرس

من به سوي جائي خواهم رفت

پشت دلواپسي ها

كنار خاطرات زيبا

آنجا كه همه چيز بي رياست

به فصل كودكيها ...

 

كاش هرگز به بلوغ نمي رسيدم!

و دنيايم

به همان سادگي و صداقت كودكي بود

كاش ميتوانستم در بي آلايشي آن زمان غوطه ور گردم

دوباره همچون كودكان اشك بريزم

سبك شوم و تا عرش بالا روم

هر چند كه گذشت

اما هنوز هم

قلب كودكي ام

در وجودم مي تپد...

 

به خاطراتت برگرد

قلبت كودك خواهد شد!

 

31/5/84 ساعت : 01:30

 
 
 |    نوشته شده توسط عماد
 
 
   
 
 

 (( حرفت را بزن ))

 

هر چند كسي نيست

كه احساست را

قلبت را

عشقت را

و حرفت را

درك كند

اما تو حرفت را بزن

شايد امروز براي دركت زود است

اما يقينا

آينده

حرفت را باور مي كند

 

 

 (( خيال من ))

 

مرا درياب چون آب

مرا بنويس در قلب

مرا چون يك بغل نور

بازتابانم تا مرگ

در ابن راه و در اين سنگر

بيا تا عشق ، تا باور

خيالم را نبر از سر

خيالم را نبر از سر ...

 

 

 (( جست و جو ))

 

من همچنان خواهم گشت

شايد بخت برگشت

و آنكه در روياها

مي جويم او را

پيدا شد و

همچو من

شيدا گشت

 

 

  (( يخبندان باورها ))

 

فصل يخبندان باورهاست

سكوت سرد و بي انتهاست

خانه ي دوست كجاست؟

آنكه با من آشناست

آه ...

مي دانم ...

دل من از ساير دلها جداست

چاره ي دردهايم فقط خداست

 
 
 |    نوشته شده توسط عماد
 
 
   
 
 

  (( راه زندگي ))

 

زندگي راه و برنامه ايست

براي رسيدنت به كمال

اين راهي است كه بايد بپيمائي

فقط

فكر دو چيز نباش

همراه و

خطرهاي  راه

 

  (( برخيز... ))

 

امروز به جاده ي عاطفه قدم گذاشتم

خالي بود و تا چشم كار ميكرد سراب

گردي صدها ساله بر آن نشسته بود

و رد پاي هيچ آدمي ديده نميشد

كنار جاده دستان عشق را ديدم

كه به گدائي افتاده بود

و چهره ي سرخ محبت را ...

كه گوئي از تمام آدمها سيلي خورده بود

و چهره ي يك وجدان

كه از سياهيش شرم داشت به چشم هايم بنگرد...

شايد موقع آن رسيده

دستان عاطفه ، وجدان ، عشق و محبت را

با تمام وجود در دست گيريم ...

پس ،

برخيز ...

 

 

 (( رنگ عشق من ))

 

رنگين كمون باورم

به رنگ عشق تو رسيد

بين همه قشنگيا

يه رنگ زيبا برگزيد

آخه دلم با دل تو

به وسعت بارون مي رسيد

نگاه من توي نگات

رنگ خدا رو مي شنيد

 

تقدیم به اون کسی که اونو از خودمم بیشتر دوسش دارم( ف، ا )

 
 
 |    نوشته شده توسط عماد
 
 
   
 
  ازین زمینیها شو جدا

به خود  آ و  به خدا

 

 
 
 |    نوشته شده توسط عماد
 
 
   
 
 

 (( آخرالزمان ))

 

دل ديگر چه ارزشي دارد؟

پشت همين كوچه فخر مي فروشند

پاي همين جاده اشتباه را با گناه پاسخ مي دهند

و روي شاخه ي همين درخت انسانيت را به دار مي آويزند

دل ديگر چه ارزشي دارد؟

وقتي كه ديگر از آن آينه ي دل سنگي به جا مانده

وقتي كه كلمه ي عشق با تمام زيباييش بازيچه ي دستهايي كثيف شده

و وقتي كه هيچ اشكي براي هيچ قلبي از روي صداقت ريخته نمي شود

ما را چه شده؟

شايد اين نزديك شدن آخرالزمان باشد!

اما هر چه كه هست

من وجودم را به بدي نمي فروشم

تو هم مفروش

تو هم مفروش ...

 
 
 |    نوشته شده توسط عماد
 
 
   
 
 

 (( عشق حقيقي ))

 

تو شور كدام غزلي

كه اين چنين به دل مي نشيني

يا اينكه لبخند كدام گلي

كه برايم عزيزتريني

 

تو شبنم كدام برگي

كه براي من كويري

درياتريني

يا اينكه تفسير كدام آئينه اي

كه بازتاب يك فرشته بر زميني

 

نميدانم اما هر چه كه هستي

تو را نه از جنس يك رويا

بلكه از جنس حقيقت

دوستت دارم

 

 

 (( معناي خوشي هاي من ))

 

آنجا كه غم هايم به خاطره ها مي پيوندد

آنجا كه شادي را با تمام وجود لمس مي كنم

آنجا كه سرشار از حس اميدم

و آنجا كه دليل زندگي كردن را مي يابم ...

به تو فكر مي كنم

و از تو مي خوانم

زيرا تو

معناي تمام خوشي هايم هستي

 

 

 (( حرفي از جنس باران ))

 

تكرار يك حرف به روي لبانم

هيچگاه خسته ام نمي كند

در روز و شب

خواب و بيداري

مستي و هشياري

آن حرف از ذهنم پرواز نمي كند

اگر مرا چو عيسي به صليب بكشند

چون ابراهيم به آتش اندازند

و چون حسين به شهادت رسانند

آن حرف لبانم را رها نميكند

گذر زمان

شادي و غصه

و حسرت و اندوه

آن حرف را از من جدا نميكند

آن حرف اسم توست كه همواره در فلبم بوده و خواهد ماند

چرا كه اسمت

در تمام تنم

مي جوشد و جريان دارد

 

 

 (( فكرم بوي گل مي دهد! ))

 

عجيب است!

اتاق خالي ام سرشار از رايحه اي عجيب است!

اما منشأ آن

هنوز هم نامعلوم

اين عطر زيبا نبايد از من باشد

اين

شايد عطر يگانگي با روحي ديگر است

عطر پيوند دو قلب

و من به او فكر ميكنم و

فكرم بوي گل مي دهد ...

 
 
 |    نوشته شده توسط عماد
 
 
   
 
 

1) بين گذشته، حال و آينده هميشه حال مهم تر است؛ پس سعي كنيد آن را به گونه اي بگذرانيد كه وقتي به گذشته پيوست پشيمان نشويد.

2) غم فرصت هاي از دست داده ات را نخور؛ به فرصتي فكر كن كه در اختيار توست و ميتواني آن را از دست ندهي.

3) هميشه شب هنگام قبل از خواب از خود بپرسيد كه امروز چه كارهاي مثبتي انجام دادم؟ اين سوال باعث ميشود كه حتي اگر كار مثبتي هم انجام نداده باشيد در روزهاي بعد خودتان را اصلاح كنيد تا در اين زمان حرفي براي گفتن داشته باشيد.

4) رقابت اصلي خود را با خودتان قرار دهيد و سعي كنيد از ديروزتان بهتر باشيد ؛ باور كنيد كه خيلي از آدمها از خودشان شكست ميخورند! بنابراين رقيب خود باشيد.

6) درونتان را خالي كنيد و روي كاغذ بياوريد چون هر چه اين كار را بيشتر انجام دهيد گنجايشتان براي فهم حقايق ديگر بيشتر ميشود.

7) نوشتن يار با وفايم هنگام تنهايي است.

8) اگر ميخواهيد به باطنتان توجه شود علاوه بر ساختن باطن خويش ظاهر خود را نيز بسازيد.

9) هر جقدر كه در زندگي فشارها و مشكلات را تحمل ميكنيد سعي كنيد شادتر و موفق تر به نظر برسيد. اين رمز موفقيت حقيقي است.

10) پاك ترين چيز در اين دنيا همان وجدان سرزنشگر ماست. پس سعي كنيم روي آن هرگز پا نگذاريم.

 
 
 |    نوشته شده توسط عماد
 
 
   
 
 

 (( بهتر است به خواب روم ... ))

 

از خواب برخاستم

خوابي ديدم

آشفته و پريشان

خاموش و بي وجدان

در خوابم

حرمت عشق شكسته ميشد

درهاي آزادگي

 به روي مردم بسته ميشد

اما

آنچه  در واقعيت مي بينم

از خوابم نيز بدتر است

 

بهتر است به خواب روم

بهتر است به خواب روم ...

 

22/5/84  ساعت 2:00

 

 

  (( فرصت ))

 

زندگي لذت از دست ندادن فرصت هاست

هر كه آن را دريافت

از هجوم غم ها رهاست ؛

فرصتت را درياب ...

 

21/5/84 

 

 (( راه دل ))

 

براي نجات خويشتن ، فكر دل بايد بود

براي احقاق خواستن ، راه دل بايد رفت

براي لمس عشق ، سوز دل بايد خورد

براي ترك تظاهر ، حرف دل بايد گفت

 

فكر دل بايد بود   راه دل بايد رفت

سوز دل بايد خورد حرف دل بايد گفت

 

21/5/84 

 

 (( مي مانم ))

مي مانم

براي نقاشي سپيدي

در دل شب

مي مانم

براي فرياد زدن حقيقت عشق

ميان اين جماعت در سكوت مرده

مي مانم ...

در اين سفر

در اين راه پر خطر

مي مانم و

دوستت دارم را

با فرياد

مي خوانم

 
 
 |    نوشته شده توسط عماد
 
 
   
 
 

اگه ميخواي از زندگي خودت راضي باشي سعي كن هيچ وقت خودت رو در هيچ زمينه اي محدود نكني سعي كن تجربه كني و از تجربه استفاده كني . خودتو باور كن و در توانايي خودت شكي نداشته باش . هميشه يادت باشه كه اوني كه واقعا دوست داره براي گفتن دوست دارم به تو ميترسه و خيلي دير و سخت اونو به زبون مياره اما اگه عشق و دوست داشتنش الكي باشه در گفتن اين جملات هيچ ابايي رو از طرف مقابلت نمي بيبني.  اسير هيچ نگاهي نشو چون عشقي كه از نگاه به وجود بياد نزديكترين گزينه به هوسه. حتي اگه همه ي آدما نسبت به تو بد باشن تو خوب باش و مطمئن باش كه با اين كارت يه روزي بدها رو شرمنده مي كني . اعتقاد خودتو قوي كن اينجوري هيچ وقت تنها نيستي چون هميشه يكي رو اون بالا داري كه دوست داره. بدون كه همه ي آدما يه بديهايي هم دارن و هيچ كس رو نميشه پيدا كرد كه كامل باشه. يادت باشه كه اونايي كه دارن به خوبي زندگي ميكنن ياد گرفتن كه سختي ها و مشكلات زندگي خودشون رو هم دوست داشته باشن و مشكلات رو پلي براي رسيدن به خوشبختي ببينن پس براي گذشتن از اين پل و درك زيبايي هاي زندگي لحظه اي درنگ نميكنن. نهايت عشقت رو به هيچ كس نده مگر به كسي كه عشق رو آفريد . همه ي چيزاي منفي اي كه ميتونه برامون پيش بياد يه نكات مثبتي هم توش هست پس سعي كن اونا رو ببيني و ازشون توي زندگيت استفاده كني.

موفق باشين ...

 
 
 |    نوشته شده توسط عماد
 
 
   
 
 
اگه به شعرهای من توی همون پست ها نظر بدین خوشحال میشم . خیلی دوست دارم بدونم که شما شعرهای منو چطوری میبینین .....
 
 
 |    نوشته شده توسط عماد
 
 
   
 
 

دچار يعني
...... عاشق
و فكر كن كه چه تنهاست
اگر كه ماهي كوچك

دچار آبي درياي بيكران باشد

 

                                                   سهراب سپهري

 
 
 |    نوشته شده توسط عماد
 
 
   
 
 

 (( تنهايي ))

 

دل من وسعت يك تنهايي است

و در آن پهنه ي نور

جاي يك گل خالي است

مبادا بلور دلم

با دستهاي پليدي

آلوده شود

مبادا چيني احساست

با مرگ دلم

آسوده شود ...

يادم كن

مرا از قفس تنهايي

آزادم كن

اما نه

شايد تنهايي

راهي است كه بايد

پيموده شود ...

 

 18/5/84 ساعت 01:20

 
 
 |    نوشته شده توسط عماد
 
 
   
 
 

   (( ياد واژه ها ))

 

زندگي    دركي است متقابل

عشق   بزرگترين دليل است براي زندگي

مرگ    پاياني است براي يك آغاز

افتخار    نام نبكويي است پس از پرواز

و معرفت    گذشتن است از پل هاي خودخواهي

و چقدر زيباست كسي كه

با ياد اين واژه ها

زندگي كند

 

18/5/84  ساعت 00:30 

 
 
 |    نوشته شده توسط عماد
 
 
   
 
 

 

و مادر بعد از خدا تنها كسي است كه ميتوان به او نه نگفت ....

 
 
 |    نوشته شده توسط عماد
 
 
   
 
 

سلام دوستان

امروز يه قضيه ي جالب برام پيش اومد كه برام يه تجربه شد .

صبح كه از خواب پا شدم يه خبر خوش بهم دادن . اون قدر خوشحال شدم كه داشتم پر در مياوردم اما يه ساعت بعد فهميدم كه اون خبر صحت نداشته و اون قدر ناراحت شدم كه حد نداشت. چقدر خوبه كه توي شاديها و غم هامون اسراف نكنيم چون فاصله ي بين اونا گاهي از اوقات خيلي كم ميشه و اگه در اين مواقع تعادل رو رعايت كنيم آسيب روحي كمتري مي بينيم ...

 
 
 |    نوشته شده توسط عماد
 
 
   
 
 

توضيح : اين شعر رو همين امروز سرودمش و همين امروزم گذاشتمش توي وب

 

(( اعتقاد ))

 

مي خواهم رها شوم

از اين آدم ها

از اين سيل بيهودگي ها

جدا شوم ...

خدا ،

براي اين منظور

براي گذشتن

براي عبور

به من چه داد؟

طعم شيرين يك اعتقاد ...

 
 
 |    نوشته شده توسط عماد
 
 
   
 
 

Friend

I cannot ease your aching heart,
Nor take your pain away,
But let me stay and take your hand

And walk with you today!

I'll listen when you need to talk;
I'll wipe away your tears
I'll share your worries when they come;
I'll help you face your fears.

I'm here and I will stand by you,
Each hill you have to climb,
So take my hand, let's face the world;
Live one day at a time!

You're not alone, for I'm still here.
I'll go that extra mile,
And when your grief is easier,
I'll help you learn to smile

 
 
 |    نوشته شده توسط عماد
 
 
   
 
 

بازار قرن بيست و يكم

تعريفشو زياد شنيده بودم ؛ بازاري كه توش ميشه همه چي رو با قيمت خوب و ارزون پيدا كرد. هميشه آرزوم بود كه اين بازارو ببينم  كه خلاصه به آرزوم رسيدم ...

اولين مغازه اي كه ديدم خيلي شيك و بزرگ بود. روي درش نوشته بود: انواع فخر موجود است! رفتم جلو و گفتم:

 

- آقا چي ميفروشي؟

--- مگه سر در مغازمو نمي بيني؟ ما فخر فروشيم!

- حالا كيلويي چنده؟

--- بهت نمياد خريدار باشي برو بذار كارمونو بكنيم

- حالا شما بگو شايد خريدار شدم

--- كيلويي 5 ميليون

 

سرم گيج رفت! ازش خداحافظي كردم و هنوز چند قدمي دور نشده بودم كه صداي يه دستفروش توجه منو به خودش جلب كرد :  بي ايماني مي فروشم دونه اي 500 تومن. بدو بدو حراجش كردم! رفتم جلو و گفتم : آقا چرا اينقد ارزون؟

گفت : واسه جلب مشتري! شما بي ايماني نمي خواي؟ همه نوعشو دارما!

گفتم نه؛ من دنبال انسانبت مي گردم ، نمي دوني كجا مي فروشنش؟

گفت چرا؛ ته بازار يه پيرمردي هست كه انسانيت مي فروشه ؛ داره مگس مي پرونه بدبخت! الان ديگه نون تو اين كاراست ، انسانيت كيلو چنده ...!!!

در جوابش فقط تو چشماش نگاه كردم بعد ازش تشكر كردم و دوباره راه افتادم...

 توي راه چشمام به تابلوهاي زيادي افتاد:

 

با كلاسي كيلو 400 هزار تومن!

عشق حقيقي كيلويي يك ميليارد تومن!!!

هوس كيلو 50 تومن!

اعتياد ببر مجاني!!

و ...

به تابلوها توجه نكردمو راهمو ادامه دادم تا به ته بازار رسيدم و اون پيرمرد رو همون جايي كه دستفروش گفته بود، ديدم. داشت بساطشو جمع ميكرد . گفتم سلام ، كجا حاج آقا؟! من دو كيلو انسانيت مي خوام ؛ ميخوام اونو به عزيزترين كسم هديه كنم...

با دست مغازه ي بغلي رو نشون داد و گفت : دير اومدي جوون؛ تمام انسانيت منو اين مغازه خريد.

و در حالي كه اشك تو چشماش جاري بود گفت : انسانيت ديگه براي هميشه تموم شد جوون ...

سرمو به طرف مغازه ي بغلي برگردوندم؛ تمام بدنم لرزيد. اون چيزي كه مي ديدم برام قابل هضم نبود. روي سر در مغازه نوشته بودن : (  بنگاه ويژه ي خريد، اجاره و رهن خانه و زمين در جهنم ) و خيلي هم شلوغ بود؛ انگار همه انسانيتشون رو از دست داده بودن ودنبال آماده كردن يه جاي خوب توي جهنم به اونجا اومده بودن...

توي حال خودم بودم كه يه معتاد زد پشتم و گفت : پكري داداش! اين جماعت همه جهنمي هستن! بيا بهت يه چيز ميدم كه تو رو ميبره به سماوات! ميري به خود بهشت!!!

بهش گفتم : ممنون داداشم! ما خودمونم جهنمي هستيم! بي خيال ِ بهشت!!!

 

بي خيال همه چيز شدمو رفتم تو فكر؛ من دنبال انسانيت اومده بودم اما چند بار نزديك بود انسانيت خودم رو هم از دست بدم؛ اما اون روز برام يه تجربه ي بزرگ بود و باعث شد كه يه تصميم بزرگ بگيرم : تصميم گرفتم كه هيچ وقت خودم و انسانيتم رو گم نكنم...

 

 اميدوارم خوشتون اومده باشه

 همراه گلتون :  عماد

 
 
 |    نوشته شده توسط عماد
 
 
   
 
  عاشق کسی باش که لایق عشقت باشه نه تشنه ی عشقت ، چون تشنه یه روزی سیراب میشه ...

 
 
 |    نوشته شده توسط عماد
 
 
   
 
  دنیا همه هیچ است وعالم همه هیچ

ای هیچ از بهر هیچ  با هیچ مپیچ

 
 
 |    نوشته شده توسط عماد
 
 
   
 
 

 

هیچ عشقی روی زمین به پاکی عشق مادر به فرزندش نیست . 

 
 
 |    نوشته شده توسط عماد
 
 
   
 
 

سلام

امشب ميخوام طبق خواسته ي يكي از خواننده ها به سوالي كه در پست هاي قبلي مطرح كرده بودم پاسخ بدم و نظرات دوستان ديگر رو هم كه در اين پست نظر داده بودن ذكر كنم . شما هم اگه جوابي براي اين سوال داري اونو از ما دريغ نكن. سوال اين بود : فرق بين عشق و دوست داشتن چيه؟

 

به نظر من بزرگ ترين تفاوت بين عشق و دوست داشتن اينه كه عشق با هوس همراهه اما دوست داشتن از روي صداقته و دليل من براي اين حرفم اينه كه اگر خوب به عشق نگاه كنين مي بينين كه عشق معمولا بين دو جنس مخالف صورت مي گيره اما دوست داشتن اينطوري نيست و ما ياد گرفتيم آدم هاي خوب رو صرف نظر از جنسيتشون دوست داشته باشيم. به نظر من عشق وقتي كامل ميشه كه با دوست داشتن همراه بشه.

عشق خيلي سريع به وجود مي ياد و خيلي دير از بين ميره بر عكس دوست داشتن كه ذره ذره به وجود مي ياد و خيلي سريع هم ميتونه از بين بره . عشق احساسيه كه تمام وجودت رو تسخير ميكنه و در تو تغييرات مثبت ايجاد ميكنه اما دوست داشتن اينجوري نيست. براي عشق نميشه دليلي پيدا كرد اما واسه دوست داشتن دليل داريم.

عشق فكر و جسمت رو مال خودش ميكنه اما دوست داشتن فقط توي فكرته...

عشق شايد يك نوع خودخواهي هم باشه چون وقتي ما عاشق كسي هستيم در حقيقت دوست داريم طرف مقابلمون به همون كيفيتي كه ما عاشقش هستيم ، عاشقمون باشه.

 

 حالا نظرات ساير دوستان:

 

عشق بينايي ميگيرد و دوست داشتن بينايي مي دهد ==< فائزه

 

راز عشق رو باید از عاشقا پرسید.راز دوست داشتن رو باید از دل شکسته ها پرسید.عشق مصدر دوست داشتن. و دوست داشتن فرزند عشق. ==<  مژده

 

من فکر می کنم دوست داشتن زیر مجموعه ی عشقه و این فقط یک نظر نیست من این موضوع رو تجربه کردم چون همیشه کسی رو دوست داشتم اما هیچ وقت عاشق نشدم پس به این نتیجه رسیدم که عشق یک چیزی فراتر از دوست داشتنه ؛ از طرفی فکرمی کنم زیر بنای عشق هم چیزی غیر از دوست داشتن نیست. ==< محبوبه

 

ما همگیمون یادمونه وقتی تو سالهای اول دبستان تو درسها نمره برتر می گرفتیم به ما کارت صد آفرین و ... می دادن. اگه دوست داشتن هم از صفر تا بیست باشه به کسانی که تو این درس نمره هجده به بالا میگیرن باید به اونا لقب عاشق داد. ==< حامد

 

دوستی با یک سلام آغاز میشه ولی عشق با 1 نگاه ؛ دوستی میتونه با 1 خداحافظی تموم شه ولی عشق با مرگ ==< مهسا

 

فرقش فقط یه چیزه و اون اینه که عشق با دیوونگی همراهه اما دوست داشتن از روی آگاهیه. ==< لعيا

 

 

عشق هرجا رو كند آنجا خوش است
گر به دريا افكند دريا خوش است
گر بسوزاند در آتش دلكش است
اي خوشا آن دل كه در اين آتش است
تا بيني عشق را آيينه وار
آتشي از جان خاموشت برآر
هر چه مي خواهي به دنيا نگر
دشمني از خود نداري سخت تر
عشق پيروزت كند بر خويشتن
عشق آتش مي زند در ما و من

عشق را درياب و خود را واگذار
تا بيابي جان نو خورشيدوار
عشق هستي زا و روح افزا بود
هر چه فرمان مي دهد زيبا بود 

دوست داشتن شنا کردن در آب و عشق غرق شدن در آبه ؛ به نظر من زندگی بدون عشق معنا نداره = =< احمد

 

 

عشق یعنی یک سبد یاس سپید
عشق یعنی دل سپردن بر امید
عشق یعنی غایت دلدادگی
عشق یعنی در نهایت سادگی
عشق یعنی یک بغل دلواپسی
عشق یعنی وا شدن در بی کسی
عشق یعنی سر سپردن تا فنا
عشق یعنی اول و آخر خدا = =
< عاشق

 

 

 نظر شما چيه؟

 
 
 |    نوشته شده توسط عماد
 
 
   
 
 

اينم ده تا ديگه از جملاتم :

1) هميشه سعي كنيد بين عقل و عشق، عقل را انتخاب كنيد والا زيانهاي روحي و معنوي زيادي خواهيد ديد؛ بين عقل و احساس هم عقل را انتخاب كنيد زيرا احساس ما را دقيقا به سمتي مي برد كه با عقل سليم 180 درجه تفاوت دارد.

2) انسان موفق انساني است كه در زندگي اش نظم دارد زيرا با نظم و برنامه ميتوان به تمام اهداف رسيد.

3) حرف زدن آسان و عمل كردن مشكل است؛ براي اين منظور بايد اراده اي قوي داشت.

4) علم ، معرفت ، اراده و زيبايي عناصري هستند كه اگر همه ي آنها را در يك نفر بيابيد بايد به خود آفرين بگوييد.

5) فاصله ي بين عقل و عشق گاهي از فاصله ي زمين و خورشيد هم بيشتر است !

6) نميدانم چرا انسانها وقتي به مشكل برخورد ميكنند به ياد خدا مي افتند در حالي كه او هميشه وجود دارد و لطفش بر همه معلوم است.

7) انسان هميشه چوب ندانسته هاي خود را ميخورد؛ پس بكوشيد تا خود را آگاه كنيد.

8) هميشه سعي كن با مردم باشي چون هم دوستان جديدي پيدا ميكني و هم تجربه هاي جديدي كسب ميكني.

9) قوه ي تصميم گيري و قوه ي اراده نيروهايي هستند كه تا آخر عمر با ما مي مانند. پس سعي كنيد آنها را تقويت كنيد تا با استفاده از قوه ي تصميم گيري تصميمات درست بگيريد و با استفاده از اراده به آنها عمل كنيد.

10) براي پيشرفت كردن احتياج به معجزه نداريد ، بلكه احتياج به تلاش داريد؛ يك تلاش زياد و منظم.

 
 
 |    نوشته شده توسط عماد
 
 
   
 
  نظراتتون خیلی قشنگ بودن و منو خیلی تحت تاثیر قرار دادن جوری که فکر میکنم اگه شماها به جای من می نوشتین ، نویسنده های بهتری از من هستین.... فقط یادتون باشه که پل ارتباطی بین فکر من و فکر شما همین نظرات قشنگتونه   
 
 |    نوشته شده توسط عماد
 
 
   
 
 

 سلام دوستان

امروز اومدم تا همون طور که قول داده بودم یه سری از جملات خودم رو توی وبلاگ قرار بدم ، سعی میکنم از این به بعد در هر هفته حداقل دو بار آپ کنم …

 

1) همیشه فکر کن که کسی به فکرت نیست؛ اینجاست که میتوانی به خودسازی بپردازی.

2) عصاره ی هر موفقیتی تلاش در راستای رسیدن به آن و همچنین برنامه ریزی دقیق و منظم برای هدف مورد نظر است.

3) به اشتباهات خود اعتراف کنید زیرا اعتراف به اشتباه یک قدم مثبت و اساسی برای برطرف کردن و جبران آن می باشد.

4) همیشه باید قبل از عمل کردن فکر نمود اما گاهی فرصت آن وجود ندارد و باید بلافاصله عمل نمود؛ اینجاست که تجربه به درد آدم میخورد.

5) شوخ طبعی سلاحی قدرتمند است که هر کسی آن را ندارد.

6) خیلی از تجربه ها هست که انسان باید خودش آنها را کسب کند و در این زمینه ها نمیتوان از تجربیات دیگران استفاده کرد.

7) حقیقت عشق را فقط عاشق درک میکند.

8) بین مهم و مهم تر همیشه مهم تر را انتخاب کنید.

9) هر کجا شکست خوردی بدان که یک قدم به پیروزی حقیقی نزدیکتر شده ای.

10) در مورد عشق فقط میتوان گفت که عجیب است؛ واقعا عجیب است!!!

 

 شاد و پیروز باشین :  عماد

 
 
 |    نوشته شده توسط عماد
 

pctfx3.1

Desert Float Template

Interactive Multimedia CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates كارگاه طراحي وب مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: قالب هاي رايگان وبلاگ Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog Porteghal Domain Registration

میزبانی میزبان هاست دامین دامنه دومین