تبليغاتX
یه قلب بی ریا
 
 
   
 
 

اگر ميخواهيد خودتان را از خواندن يك پست زيبا محروم نكنيد اين پست را تا آخر بخوانيد :

 

عشق در انسان ها سه مرحله دارد :

 

1) عشق مجازي ( بلوغ جسم )

2) عشق ( بلوغ فكر )

3) عشق حقيقي ( بلوغ احساس )

 

 

1) مرحله ي اول زماني اتفاق مي افتد كه در دوره ي بلوغ جسمي و جنسي هستيم. در اين دوره به دليل آزاد شدن هورمون هاي جنسي احساسات شديدا تحت تاثير قرار مي گيرند و عشق هاي اين دوره زودگذر و سطحي هستند

2) مرحله ي دوم زماني است كه به بلوغ فكري مي رسيم ، عشق هاي اين دوره نسبت به دوره ي قبل كامل تر هستند اما هنوز اثراتي از ناپختگي در آنها ديده مي شود

3) مرحله ي سوم مرحله ايست كه احساسات عاليمان به بلوغ مي رسند. زماني كه با مفهوم واژه ي گذشت آشنا مي شويم. زماني كه ياد مي گيريم به جاي آنكه ديگران را مال خود بدانيم خود را مال ديگران بدانيم. زماني كه با تفكر به اعماق وجودمان پا مي گذاريم و با ( خود ) و ( خدا ) آشنا ميشويم. عشق هاي مرحله ي سوم كامل ترين عشق ها هستند

 

 

عشق حقيقي و تفاوت هايش با عشق مجازي

 

1) عشق حقيقي باعث پيشرفت انسانها مي شود اما عشق مجازي انسان ها را دام خود اسير مي كند و توانايي پيشرفت را از آنان مي گيرد

2) در عشق حقيقي احساسي كه از طرف مقابل داريم تا مرگ و حتي بعد از آن ثابت مي ماند اما عشق مجازي بر پايه ي احساس هاي زودگذر است

3) عشق حقيقي رها شدن از مرزهاي مالكيت و خودخواهي است

4) عشق حقيقي محدود نمي كند بلكه فرصتي ايجاد مي كند تا محدوديت هاي قبلي برطرف شوند

5) در عشق حقيقي هدف خوشبختي طرف مقابل است و خوشبختي خودمان در درجه ي دوم اهميت قرار دارد

6) عشق حقيقي در بستري از آزادي و انتخاب شكل مي گيرد يعني ما به هيچ وجه طرف مقابل را محدود نمي كنيم بلكه او خودش با آزادي و انتخاب خويش محدود به ما مي شود!

7) در عشق حقيقي ما ديگران را براي وجود خودشان دوست داريم نه براي وجود خودمان

8) عشق حقيقي بر خلاف عشق مجازي بر مبناي هوس يا شهوت نيست بلكه بر مبناي زيبايي هاي واحدي است كه به دو انسان اجازه مي دهد در يك جهت و نه در خلاف جهت هم ، حركت كنند. اين مسير ، مسير پيشرفت و تكامل هر دو است

9) عشق حقيقي به شدت عشق مجازي نيست اما پايداري اش به مراتب بيشتر است ( يادآور اين جمله ي معروف : مرا كم ولي طولاني دوست بدار )

10) عشق مجازي براي فرونشاندن تشنگي است ولي عشق حقيقي براي سيراب كردن است

11) در عشق حقيقي مفهوم واژه ي (( ما )) بيش از واژه هاي (( من )) و (( او )) به چشم مي خورد اما در عشق مجازي وضعيت برعكس است


 

 پاسخ ها و نظرات شما در هفته ي قبل اون قدر زيبا بودن كه همشونو توي يه فايل ورد ذخيره كردم و به عنوان يه يادگاري با ارزش از وب نويسي نگه مي دارم ...

 

 سوال اين هفته :

تعريف شما از عشق حقيقي چيه ؟

 

 


 

در گذر از ثانيه هاي بي عاطفه

فكرت را روشن كن

و آن را

به سوي قلبت جاري

حجاب نفس را از روحت بدزد!

انرژي اي بس بزرگ

در درون خودت نهفته است. عماد  )

 
 
 |    نوشته شده توسط عماد
 
 
   
 
 

اي سرو جمال و لطف و نازم! باز آ اي قبله ي مفرد نمازم! باز آ

سجاده ي من ستاره باران شده است اي ماه شبي به چشم بازم باز آ

 

اي عشق بيا اذان بگو پاكم كن  در باغ نماز عارفان تاكم كن

با عشق بسوزانم و با عشق بكش در مسجد مهر خويشتن خاكم كن

 

من سمت حجاز عشق را مي دانم بيتابم و راز عشق را مي دانم

من ركعت و سجده را به دريا زده ام معناي نماز عشق را مي دانم

 


 

از اين به بعد براي پويايي وبلاگ هر هفته يك يا چند سوال اساسي مطرح مي كنم كه جوابهاي ما به اون سوالات ميتونه برامون راهگشا باشه:

1) قشنگ ترين كتابي كه در زندگي خوانديد چه كتابي بوده؟

2) والاترين چيزي كه در زندگي ياد گرفتيد چه بوده؟

 

 


 

در مورد مطلبي هم كه قرار بود در مورد اثبات وجود خدا بنويسم به زماني در حد يك يا دو هفته يا شايد هم بيشتر احتياج دارم . متاسفانه كساني كه وجود خدا رو زير سوال بردن فيزيك دانان ، فيلسوفان و روانشناسان بزرگي هستن كه به سه طريق مختلف سعي مي كنن آدم ها رو در جهت باور عدم وجود خدا شست و شوي مغزي بدن. بنابراين براي اثبات وجود خدا به طريق علمي و محكمه پسند به زمان و ( كمك ) نياز دارم. اگه منو در اين راه ياري كنين ممنون مي شم . ايميلم به روي شما و مطالبتون بازه ...

 
 
 |    نوشته شده توسط عماد
 
 
   
 
 

 (( مرگ حقيقي ))

 

                        گرد و غبار سياه رنگ يك سنگ قبر

                        شسته شد به گريه ي شفاف ابر

                        نام : آدم

                        تاريخ تولد : هزار و سيصد و انسان

                        تاريخ وفات : هزار و سيصد و شيطان

                        علت مرگ : سرطان روح

                        محل تدفين : خرابه هاي نفس

 

                

 


 

(( نفس خود را هفت بار نكوهش كردم :

اولين بار : هنگامي كه مي خواستم با پايمال كردن ضعيفان ، خودم را بالا ببرم.

دومين بار : هنگامي كه در مقابل كساني كه ناتوان بودند خود را به ناخوشي زدم.

سومين بار : هنگامي كه انتخاب را به عهده ي من گذاردند ، به جاي امور مشكل ، امور آسان و راحت را برگزيدم.

چهارمين بار : هنگامي كه مرتكب اشتباهي شدم و خود را با اشتباهات ديگران تسلي دادم.

پنجمين بار : هنگامي كه از ترس سر به زير بودم و آن وقت ادعا مي كردم بسيار صبور و بردبارم.

ششمين بار : هنگامي كه جامه ي خود را بالا مي گرفتم تا با سختيها و نا ملايمات زندگي تماس پيدا نكند.

هفتمين بار : هنگامي كه در مقابل خدا به نيايش ايستادم و آنگاه سروده هاي خويش را فضيلت دانستم! (( جبران خليل جبران ))

 


 

توي يه جست و جوي اينترنتي با يك فرقه آشنا شدم كه اسمشون هست : ( بي خدايان ) اين فرقه شديدا با وجود خدا مخالف هستن و حرفها و عقايد خاصي براي خودشون دارن . راستش وقتي ديدم همچنين فرقه اي هم وجود داره خيلي به اعتقاداتم برخورد چون براي من وجود خدا و كمكايي كه توي زندگي بهم كرده مثل روز روشنه . بنابراين مي خوام يه مطلب كاملا علمي و با دليل در مورد واهي بودن عقايد اين فرقه بنويسم. ممنون مي شم اگه دوستاي عزيزي كه در اين زمينه مطالعاتي دارن بهم كمك كنن. نتيجه ي اين تحقيق رو هم مستقيما براي سايت هاي بي بي سي و ايرنا مي فرستم تا به گوش جهان برسونن. ايميلم از امروز به روي شما و مطالبتون بازه ...

 
 
 |    نوشته شده توسط عماد
 
 
   
 
 

 (( دادگاه ))

 

چه مي شود كرد؟

در دادگاه قلبها

عشق محكوم به اعدام شده

و غم حبس ابد خورده است ...

چه مي شود كرد؟

وقتي كه پول

وكيل مدافع عشق است

وقتي كه عشق

قسم دروغ مي خورد ...

درنگ!

راي هيئت منصفه آماده است! :

- يا جنگ يا مرگ! ، خودت انتخاب كن ...

 

 (( تفاوت ))

 

راست مي گويند :

بالاتر از سياهي رنگي نيست!

كه اگر آن نبود

روشني را نمي شناختم

آري ،

سپيدي در سياهي معنا مي يابد

و روز كنار شب ...

تفاوت اين دو است

كه زيبايي مي آفريند

 

 


 

زندگي برداشتي است كه ما از حوادثي كه برايمان رخ مي دهد داريم ؛ اگر اين برداشت مثبت باشد مطمئن باشيد كه هيچ چيز در زندگي نمي تواند ناراحتتان كند.

 

شكست : پلي براي رسيدن به پيروزي غم : دليلي براي معنا يافتن شادي

رنج : بالاترين تمرين براي خودسازي ترس : زيباترين احساس در برابر خدا

 

همان طور كه مي بينيد در درون تمام چيزهاي منفي يك راه براي استفاده ي مثبت وجود دارد. لذت و موفقيت زندگي اين است كه قسمت هاي زيباي زندگي را براي خود آشكار سازيم و از آنها لذت ببريم. يادتان باشد كه موفق ترين افراد شكست خورده ترين آنها هستند ؛ آنها از شكست براي پيروزي بهره مي گرفتند و راز موفقيتشان همين بود. حتما جمله ي معروف ناپلئون را به ياد داريد : (( آن قدر شكست خوردم تا با لاخره شكست دادن را ياد گرفتم ))

به ياد داشته باشيد كه هرگاه به شكست رسيديد يك قدم به پيروزي حقيقي نزديك تر شده ايد

در واقع اينكه ما شكست مي خوريم به اين دليل نيست كه به هدفمان نخواهيم رسيد بلكه به اين دليل است كه راه درستي را براي رسيدن به هدف انتخاب نكرده ايم . بنابراين بايد بلا فاصله با تفكرمان راهي ديگر را برگزينيم.

شايد اشاره به داستان زندگي آبراهام لينكلن بد نباشد :

در سن 21 سالگي در تجارت شكست خورد

در سن 22 سالگي در رقابت هاي انتخاباتي مجلس ناكام ماند

در سن 24 سالگي بار ديگر در تجارت شكست خورد

در سن 26 سالگي همسر محبوبش را از دست داد

در سن 27 سالگي به ناراحتي شديد عصبي دچار گرديد

در سن 34 سالگي در رقابت هاي انتخابي كنگره شكست خورد

در سن 45 سالگي ميخواست سناتور شود اما نشد

در سن 47 سالگي ميخواست معاون رئيس جمهور شود اما نشد

در سن 52 سالگي به عنوان رئيس جمهور امريكا انتخاب شد

 

اگر اين شخص هر كدام از اين اتفاقات را يك شكست تلقي ميكرد هرگز به هدف خودش نمي رسيد.

 

همواره به خاطر داشته باشيد :

افراد موفق به جاي خود مشكل و بزرگ كردنش به راه حل آن مي انديشند.

 

اگر مي خواهيد از احساس رضايت از زندگي بهره مند گرديد فقط اين كار را انجام دهيد :

از تهديد ها به نفع خودتان استفاده كنيد.

 

ترس چيز بدي است ، نه ؟! از اين به بعد از خدا بترسيد

دزدي كار بدي است ، نه ؟! از اين به بعد غم را از خود و ديگران بدزديد!

دروغ گفتن كار بدي است ، نه ؟! از اين به بعد به هر چيز كه باعث انحرافتان مي شود دروغ بگوئيد!

فريب بد است ، نه ؟! از اين به بعد شيطان را فريب دهيد!

 

چيزي كه خيلي ها در مورد شادي نمي دانند اين است كه شادي حسي كاملا ارادي است و هرگاه كه بخواهيم مي توانيم شاد باشيم. شايد احمقانه به نظر برسد اما مي توان بي دليل شاد بود و مثبت انديشيد. حال سوال اينجاست : وقتي مي توانيم خودمان شاديمان را به وجود آوريم چرا شاد نباشيم؟ آبراهام لينكلن جمله ي قشنگي در اين باره دارد :

بسياري از مردم چون تصميم مي گيرند خوشحال باشند ، خوشحال هستند.

 

اگر مي خواهيد شادي واقعي را تجربه كنيد فقط اين باور را در خودتان به وجود آوريد :

(( لازم نيست اتفاق خاصي بيفتد تا من شاد باشم ))

 

اينك به سلاحي مجهز گشته ايد كه ديگر حتي مرگ هم نمي تواند شاديتان را از شما بگيرد!

 


عقاب

مردي تخم عقابي پيدا كرد و آن را در لانه مرغي گذاشت . عقاب با بقيه جوجه ها از تخم بيرون آمد و با آن ها بزرگ شد . در تمام زندگيش ، او همان كارهايي را انجام داد كه مرغ ها مي كردند ؛ براي پيدا كردن كرم ها و حشرات زمين را مي كند و قدقد مي كرد و گاهي با دست و پا زدن بسيار ، كمي در هوا پرواز مي كرد .

سال ها گذشت و عقاب خيلي پير شد .

روزي پرنده باعظمتي را بالاي سرش بر فراز آسمان ابري ديد . او با شكوه تمام ، با يك حركت جزئي بالهاي طلاييش برخلاف جريان شديد باد پرواز مي كرد .

عقاب پير بهت زده نگاهش كرد و پرسيد : « اين كيست ؟»

همسايه اش پاسخ داد : « اين يك عقاب است . سلطان پرندگان . او متعلق به آسمان است و ما زميني هستيم. »

عقاب مثل يك مرغ زندگي كرد و مثل يك مرغ مرد . زيرا فكر مي كرد يك مرغ است .

 
 
 |    نوشته شده توسط عماد
 

pctfx3.1

Desert Float Template

Interactive Multimedia CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates كارگاه طراحي وب مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: قالب هاي رايگان وبلاگ Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog Porteghal Domain Registration

میزبانی میزبان هاست دامین دامنه دومین