واژه ی گمشده
از فغان رفته بر خویش می نالم
از سکوت سربی عاطفه
و با خود می گویم :
(( عشق کجاست؟ ))
تا آنکه قطره ای اشک
از گوشه ی چشمم
به روی کاغذ
و بر واژه ی عشق
می چکد ...
و من تازه می فهمم عشق
هنوز روی کاغذ مانده است ...
7.2.86
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۸۶ ساعت 12:19 توسط عماد
|