اعجاز
-خود-
آن تلنگری باش
که بر باد رفته را
بی هیچ منتی
به منتهایِ زندگی
رهنمون می کند
-خود-
آن تلنگری باش
که در قفس مانده را
بی هیچ قیدی
تا بلندایِ ذهن اش
پرواز می دهد
اعجاز تویی؛
پرواز تویی؛
معجزه ای کن
که ما را از دستِ خودمان
نجات دهد!
96.3.5
-خود-
آن تلنگری باش
که بر باد رفته را
بی هیچ منتی
به منتهایِ زندگی
رهنمون می کند
-خود-
آن تلنگری باش
که در قفس مانده را
بی هیچ قیدی
تا بلندایِ ذهن اش
پرواز می دهد
اعجاز تویی؛
پرواز تویی؛
معجزه ای کن
که ما را از دستِ خودمان
نجات دهد!
96.3.5
خدا
آخرین "سرمایه گذاری" اش را کرده است ؛
تو هستی
که روی "بورس" نیستی!
اسکناس بدون گوشه ای در دستم
لبخند مبهمی بر لب
اسکناس را تا می کنم و به راننده می دهم
به او می گویم :
"ببخشید که گوشه ندارد!"
راننده با نگاهی براندازم می کند
مرا به پوزخندی مهمان می کند و
طعنه وار می گوید :
"اهمیتی ندارد؛
این روزها آدم ها هم گوشه ندارند!
چه رسد به این اسکناس!"
و هر دو لبخند می زنیم!
20.4.92
(ع.ن)
خوبان ، خوبی را به تو دیکته نمی کنند
مجبورت نمی کنند به خوبی؛
آنها فقط خوبی را به تو نشان می دهند
و تو را در انتخابش آزاد می گذارند
...
11.5.92
(ع.ن)