جادوي يادها

تمام نشده است
هيچ چيز تمام نمي شود اي حسرت مدام
حتي من در من
يا تو در تو ...
چه رسد به تو در من ...
7.10.86
پي نوشت : آمده بودم تا مطلبي ديگر بنويسم اما ناگهان غربتي آشنا بر من هجوم آورد و خطوط فوق متولد شدند ...
+ نوشته شده در جمعه هفتم دی ۱۳۸۶ ساعت 16:48 توسط عماد
|