جاده ی سلوک را می پیمودم
خارج از تمام آنچه که مرا به زمین پیوند می زد
و فارغ از هر رنگ و ریایی

پله به پله
و مرحله به مرحله
بالا و بالاتر می رفتم
و شفاف و شفاف تر می شدم

به انتهای راه که رسیدم
تابلویی نصب شده بود :
 (( اگر تنها آمده ای
                       برگرد ... ))