سلوک
جاده ی سلوک را می پیمودم
خارج از تمام آنچه که مرا به زمین پیوند می زد
و فارغ از هر رنگ و ریایی
پله به پله
و مرحله به مرحله
بالا و بالاتر می رفتم
و شفاف و شفاف تر می شدم
به انتهای راه که رسیدم
تابلویی نصب شده بود :
(( اگر تنها آمده ای
برگرد ... ))
خارج از تمام آنچه که مرا به زمین پیوند می زد
و فارغ از هر رنگ و ریایی
پله به پله
و مرحله به مرحله
بالا و بالاتر می رفتم
و شفاف و شفاف تر می شدم
به انتهای راه که رسیدم
تابلویی نصب شده بود :
(( اگر تنها آمده ای
برگرد ... ))
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم اسفند ۱۳۸۶ ساعت 1:47 توسط عماد
|