بهانه
آری
روزی خواهد رسید
که مرگ
بر چهره ی خسته و زخمی ام
خواهد خندید
بی تردید
و آنگاه
دستان تو
برای در کفن پیچیدن و
به خاک سپردن من
خواهد لرزید
بی تردید
افسوس که بهانه ،
زندگی است ...
افسوس ...
19.9.87 - کرج
پی نوشت :
این شعر را بدون آنکه خود بدانم در سومین روز درگذشت پدر بزرگم سروده ام
روحش شاد
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آذر ۱۳۸۷ ساعت 10:20 توسط عماد
|