صبح که می شود
بعد از چند مرحله تعقیب و گریز با ساعت
سنگر گرفتن پشت بالش و
نادیده گرفتن دشمن فرضی
بالاخره عمودی می شویم!
بعد
کلت کمری اندیشه را برداشته و
با فشنگ های نه میلیمتری انسانیت
به دقت مسلح اش می کنیم!
روبروی آیینه می ایستیم و
تکانی به خودمان می دهیم و
ابرویی بالا می دهیم!
"به جنگ زندگی می رویم"

شب که می شود
بدون شلیک حتی یک گلوله
به خانه می آییم و
جا به جا افقی می شویم!
بر رخت خوابی از باورهای کهنه و
بی خبر از این دنیای ضد گلوله!

18.3.92
(ع.ن)