(( تنهايي ))

 

دل من وسعت يك تنهايي است

و در آن پهنه ي نور

جاي يك گل خالي است

مبادا بلور دلم

با دستهاي پليدي

آلوده شود

مبادا چيني احساست

با مرگ دلم

آسوده شود ...

يادم كن

مرا از قفس تنهايي

آزادم كن

اما نه

شايد تنهايي

راهي است كه بايد

پيموده شود ...

 

 18/5/84 ساعت 01:20