اینو امشب سرودم تقدیمش میکنم به همتون
(( آخرالزمان ))
دل ديگر چه ارزشي دارد؟
پشت همين كوچه فخر مي فروشند
پاي همين جاده اشتباه را با گناه پاسخ مي دهند
و روي شاخه ي همين درخت انسانيت را به دار مي آويزند
دل ديگر چه ارزشي دارد؟
وقتي كه ديگر از آن آينه ي دل سنگي به جا مانده
وقتي كه كلمه ي عشق با تمام زيباييش بازيچه ي دستهايي كثيف شده
و وقتي كه هيچ اشكي براي هيچ قلبي از روي صداقت ريخته نمي شود
ما را چه شده؟
شايد اين نزديك شدن آخرالزمان باشد!
اما هر چه كه هست
من وجودم را به بدي نمي فروشم
تو هم مفروش
تو هم مفروش ...
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم مرداد ۱۳۸۴ ساعت 1:50 توسط عماد
|