دو شعر دیگر
دو شعر از خودم و در پایان هم قسمتی از یک شعر بلند سهراب که من همیشه با خودم زمزمه میکنم :
(( دنباله ))
ایثار:
بالاترین درجه ی عشق
عشق :
بالاترین درجه ی دوست داشتن
دوست داشتن :
بالاترین درجه ی روح
روح :
بالاترین هدیه ی خدا ...
دنباله ی هر چیز را که بگیری
به خدا خواهی رسید.
(( ساحت زیبایی ))
هرگاه گلی می بینم
به زیبایی جهان ایمان می آورم
دستها را برای چیدن جلو می برم
خارها به دستم می نشینند ...
<< هیچوقت در پی تسخیر زیبایی نباش >>
و این هم شعر زیبای سهراب :
حرف هایم ، مثل یک تکه چمن روشن بود.
من به آنان گفتم :
آفتابی لب درگاه شماست
که اگر در بگشایید به رفتار شما می تابد.
و به آنان گفتم :
سنگ آرایش کوهستان نیست
همچنانی که فلز ، زیوری نیست به اندام کلنگ
در کف دست زمین گوهر ناپیدایی است
که رسولان همه از تابش آن خیره شدند.
پی گوهر باشید.
لحظه ها را به چراگاه رسالت ببرید.
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم مهر ۱۳۸۴ ساعت 13:10 توسط عماد
|